خروجی همکلاسی
 خروجی همکلاســـی

© این اثر ( نهنگ نارنجی ) متعلق به گروه طراحان هنرکاران | honarkaran است و هر گونه کپی برداری ، تغییر ، نشر یا فروش آن پیگرد قانونی دارد و استفاده از این طرف در وبیاست شما تنها مشروط بر اجازه کتبی از ناشر است

جستجو در همکلاسی

موضوع های همکلاسی
آمار همکلاسی

Add to Google
بازدید کل:6766601
Powered By BlogSky
blog.kntoosi.in
Page Rank :2/10

آرشیو همکلاسی

آرشیو بر اساس ماه



آرشیو براساس نام نویسنده


آخرین یادداشت های همکلاسی ها

  • انفجار نیروگاه اتمی بوشهر با تبلت سامسونگ ( از رویا تا واقعیت )
  • بی حیایی تا کجا ؟؟؟؟
  • پاسخنامه دانش آموزی که صفر گرفت !
  • ما پدر داریم!
  • دانلود مراسم Golden Globe Awards و دریافت جایزه اصغر فرهادی
  • خ مثل امام خامنه ای
  • خ
  • کتاب آموزش ماکرومدیا فلش به زبان فارسی
  • سجاده زردوز که محرابِ دعا نیست...!
  • دوره های آزاد دانشگاه استنفورد
  • گریه کن سرباز...!
  • تسلیت
  • مستند مهار نشده
  • اختلاس کرده٬ نوش جونش...!!!
  • و در آن مه ناپیدا خورشید دگر پیدا ....
  • آیا الگوی اقتصاد ما آقای خاوری میباشد....؟؟!!
  • جوامع جوان٬ برای دشمن هدف است
  • غیر قابل درک !
  • دانلود آهنگ فرهاد زاهد - بی تو مقصد خیلی دوره
  • ایمیل ملی...
  • تسلیت
  • ادعا کردند که قانون‌گرا هستند....
  • فراخوان کانون تاتر دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی
  • صرفا جهت اطلاع
  • خیلی خوبه که ...
  • اشعار فریدون مشیری برای پدرش
  • آزادی عربی آزادی ایرانی + تجربه آزادی فردی
  • فیلترنت ( آینده اینترنت در ایران ) !
  • آیا امام خامنه ای، صاحب علم خدادادی هم هستند؟
  • 4
  • قرار دورهمی همکلاسی ها!
  • برندگان مسابقات تابستانه و عیدانه همکلاسی!!
  • نظرسنجی مسابقه تصویرسازی تابستانه همکلاسی!
  • نظرسنجی مسابقه ادبیات تابستانه همکلاسی!
  • نظرسنجی مسابقه عکاسی تابستانه همکلاسی!
  • هذیان های یک سنگ
  • تنها 24 ساعت از مهلت مسابقات تابستانه مونده!
  • هرم نیاز آبراهام مزلو
  • ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران .
  • مداحی کار هر کسی نیست...
  • تنها یک هفته دیگر تا اتمام مهلت مسابقات همکلاسی!!
  • کشته شدنت برایمان کلیشه شده است...
  • تبعیدشدگان
  • ایران خودرو ؟ (( طنز ایمنی خودرو های این شرکت !! ))
  • آموزش برنامه نویسی وب
  • یک تجربه بی نظیر در خیابان ولی عصر
  • شبیه سازی سریعترین هواپیمای جت دنیا شکست خورد
  • تهران ؛ آنجا که چهار راه هایش سه رنگ دارند و مردمش هزار رنگ ..
  • persian pure art series
  • !Shoot it to the sky
  • نویسنده : کسری فراهانی |
    منتشر شده به تاریخ : شنبه 17 فروردین 1387 در ساعت 21:45

    حرف از چنگ عود افتاد باز دل عاشق مایاد یار رو کردپس خوب گوش کنید که حرف از عشق راستین رو میخام بزنم اما نامحرمان اگر هم این رو بخونند باز هم چیزی رو نمی فهمن چون این رو من برای عاشقان راستین مینویسم هرچند تعدادشون کمه اما...مینوسیم
    درنیابد حال هیچ پخته خام   *   پس سخن کوتاه کنم والسلام

    بوی جانی سوی جانم میرسد* بوی یار مهربانم میرسد
    چون کس اگاه نبود زین راز دل من *با هر ناکسی گفتم زین داغ دل

     

    ان سگی که باشد در کوی اوی*من به شیران کی دهم یک موی او
    نوازش سگی که در کوی لیلی بود به دست مجنون
    وقتی مجنون میفهمد ان سگ در کوی لیلی بود شروع به نوازش و محبت به سگ میکند و میگوید من یک موی این سگ را به 100شیر هم نمیدهم
     خوب من ان مجنونم اما لیلی زمانه کجاست

     

     زندگی اجبار است/ مرگ انتظار است/ عشق یک بار است/ فکر تو تکرار است/ جدائی دشواراست/ کاش گناهی کنم که مجازاتش تبعید به قلب او باشد
    چه گناهی که من را هفتاد تازیانه بزنند؟

    اما
     این حرف جدی دارم میگم که با دوست بد در هر شرایط که شد دوست نشوید یک شعر معروف هم از سنایی در همین رابطه است که میگوید
    با بدان منشین که تو که گر چه پاکی تورا پلید کند     *   آفتاب به آن بزرگی را تکه ابری نا پدید کند

     

     سکوتم را به باران هدیه کردم//، تمام زندگی را گریه کردم//، نبودی در فراق شانه هایت// به هرکسی رسیدم تکیه کردم

     


     یه شب یه ستاره شانس از اسمون افتاد رو زمین بهم گفت دنیارو می خوای یا یه دوست خوب ؟؟؟ گفتم هیچ کدوم . چون یه دوست دارم که واسم مثل یه دنیاست.گرچه مدتی هست که از اون دور افتادم اما گاهی  انتظارو جدایی هم قشنگه البته اگر امید دیدار دوست باشد
    چه خوش بود روز اشنایی  *اگر با وی نیاشد بی وفایی


    من نه بی کس  بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من...........من خودم بودم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزدپس میمانم

     

     
    چه زیبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذیرفتی! چه فریبنده ! آغوشم برایت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !چه کودکانه ! همه چیزم شدی ! چه زود ! به خاطره یک کلمه مرا ترک کردی ! چه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدم ! چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد! چه بیرحمانه! من سوختم !............ولی هنوز هم دوستت دارم! غریبانه

     

     
     اما با این وضعیت باز هم نمی دانم محبت را بـر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود بـرچـه گلـی بـنویـسم که هـرگز پرپر نشـود بـر چه دیواری بنویسم که هرگز پاک نشود بـر چه آبـی بنویسم که هـرگز گل آلود نشود وسرانجام بـر چه قلـبی بنویسم که هـرگز سـنگ نشود


     
    یادته یه روزی بهم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی برو زیرِ بارون که نکنه نامردی اشک هاتو ببینه و بهت بخنده ... گفتم اگه بارون نیومد چی؟؟ گفتی اگه چشم های قشنگ تو بباره آسمون گریه ش میگیره ... گفتم یه خواهش دارم ؛ وقتی آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار ... گفتی به چَشم ... حالا امروز من دارم گریه میکنم اما آسمون نمی باره ... و تو هم اون دور دورا ایستادی و داری بهم می خندی


    گفتم تو شیرین منی گفتی تو فرهادی مگر؟ گفتم خرابت میشوم گفتی تو ابادی مگر؟ گفتم ندادی دل به من گفتی تو جان دادی مگر؟ گفتم ز کویت میروم گفتی تو آزادی مگر؟ گفتم فراموشم نکن گفتی تو در یادی مگر؟ گفتم خاموشم سالها گفتی تو فریادی مگر؟ گفتم که بربادم مده گفتی نبر بادی مگر


    دل دل گفت اشتباه دیده ام ؛ سیاهی قلبت ، تزویر چشمانت و بیگانگی دستانت را ، و باور نکرد ! در گوشش چه گفتی که حال اینچنین ضجه وار می گرید


    نگران دنیا نباش بگذار دنیا خودش نگران خود باشد آنچه تو آرزو می کنی ،‌آنچه می پنداری و آنچه امید داری مهم نیست &‌آنچه تو هستی مهم است
    دل حرم خداست در حرم خدا جز خدا کسی راه مده


    تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ... تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ... تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم ... تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست .. . تنهایی را دوست دارم زیرا.... در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد


     این جمله قشنگ رو هم بخونید و یاد بگیرید زور وقدرت فصلی و زود می گذرد اما سخن حق تا قیامت باقی می ماند
     که این سخن رو جز دلدلدگان چه کسی میتواند بگوید

     آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم


    : زیباترین... تو را برای زیبائی‌ات نمی‌خواستم... شیرین‌ترین... تو را برای شیرینی‌ات نمی‌خواستم... عاشق‌ترین... تو را برای عشقت نمی‌خواستم... تو را برای آرامش ابدی می‌خواستم... همواره در دو چیز آرام می‌گیرم... یکی در گهوارهء مرگ... یکی در آغوش تو... بنظرت کدامین، زودتر نصیبم خواهد شد...

     

     تو اولین عشق من و آخرین عشق من تویی نرو منو تنها نذار که سر نوشت من تویی هرگز نمی شد باورم از جدایی حرف بزنی بعد خدا تو زندگی تو خدای قلب منی دوست دارم به خدا بی نهایت به عشق تو به روی تو دیگه دل کرده عادت به خدا این ظلم دل عاشق رو بشکنی به تو محتاجم من مثه ظلمت به روشنی عشق من با من باش دردامو دامن باش تا که دنیا دنیاست پا رو قلبم نگذار دل به عشقم بسپار که دل من تنهاست دوستت دارم به خدا بی نهایت به عشق تو به روی تو دیگه دل کرده عادت


     اواز من پرسید من رو بیشتر دوست داری یا زندگی تو خوب من هم گفتم زندگیمو اون هم ناراحت شد اما عشق ساده من نمی دونست که زندگی من اونه

    اما بدانید که اگر روزی مرده باشم از دوری دوست خواهم مرد
    کان لحظه که مرده باشم  ** از دوری دوست مرده باشم

    اما حرف اخر اینکه میدانم که این عشق روزی بلای  درد بی درمانم میشود و باعث شکار من خواهد شد همان طور که صیاد اهو را به خاطر ناف او شکار میکند
    این شعر خواجه نصیر نیز حکایت ما شده

    دشمن‌ طاووس‌ آمد پر اوای‌ بساشه‌ را بکشته‌ فر او

    گفت‌ من‌ آن‌ آهوم‌ کزناف‌ من‌ریخت‌ آن‌ صیاد خون‌ پاک‌ من‌

    ^     9 نظر




    در این مکان به زودی نگار خانه از آثار ارسالی نویسندگان همکلاسی که توسط اعضای اصلی دبیر خانه تایید شوند نمایش داده می شود
    { این وبلاگ در مرور گر های نسل جدید به جز Intenerexplorer بسیاز زیبا تر دیده می شود }