خروجی همکلاسی
 خروجی همکلاســـی

© این اثر ( نهنگ نارنجی ) متعلق به گروه طراحان هنرکاران | honarkaran است و هر گونه کپی برداری ، تغییر ، نشر یا فروش آن پیگرد قانونی دارد و استفاده از این طرف در وبیاست شما تنها مشروط بر اجازه کتبی از ناشر است

جستجو در همکلاسی

موضوع های همکلاسی
آمار همکلاسی

Add to Google
بازدید کل:6781597
Powered By BlogSky
blog.kntoosi.in
Page Rank :2/10

آرشیو همکلاسی

آرشیو بر اساس ماه



آرشیو براساس نام نویسنده


آخرین یادداشت های همکلاسی ها

  • افتخاری دیگر برای خواجه نصیر...
  • انفجار نیروگاه اتمی بوشهر با تبلت سامسونگ ( از رویا تا واقعیت )
  • بی حیایی تا کجا ؟؟؟؟
  • پاسخنامه دانش آموزی که صفر گرفت !
  • ما پدر داریم!
  • دانلود مراسم Golden Globe Awards و دریافت جایزه اصغر فرهادی
  • خ مثل امام خامنه ای
  • خ
  • کتاب آموزش ماکرومدیا فلش به زبان فارسی
  • سجاده زردوز که محرابِ دعا نیست...!
  • دوره های آزاد دانشگاه استنفورد
  • گریه کن سرباز...!
  • تسلیت
  • مستند مهار نشده
  • اختلاس کرده٬ نوش جونش...!!!
  • و در آن مه ناپیدا خورشید دگر پیدا ....
  • آیا الگوی اقتصاد ما آقای خاوری میباشد....؟؟!!
  • جوامع جوان٬ برای دشمن هدف است
  • غیر قابل درک !
  • دانلود آهنگ فرهاد زاهد - بی تو مقصد خیلی دوره
  • ایمیل ملی...
  • تسلیت
  • ادعا کردند که قانون‌گرا هستند....
  • فراخوان کانون تاتر دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی
  • صرفا جهت اطلاع
  • خیلی خوبه که ...
  • اشعار فریدون مشیری برای پدرش
  • آزادی عربی آزادی ایرانی + تجربه آزادی فردی
  • فیلترنت ( آینده اینترنت در ایران ) !
  • آیا امام خامنه ای، صاحب علم خدادادی هم هستند؟
  • 4
  • قرار دورهمی همکلاسی ها!
  • برندگان مسابقات تابستانه و عیدانه همکلاسی!!
  • نظرسنجی مسابقه تصویرسازی تابستانه همکلاسی!
  • نظرسنجی مسابقه ادبیات تابستانه همکلاسی!
  • نظرسنجی مسابقه عکاسی تابستانه همکلاسی!
  • هذیان های یک سنگ
  • تنها 24 ساعت از مهلت مسابقات تابستانه مونده!
  • هرم نیاز آبراهام مزلو
  • ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران .
  • مداحی کار هر کسی نیست...
  • تنها یک هفته دیگر تا اتمام مهلت مسابقات همکلاسی!!
  • کشته شدنت برایمان کلیشه شده است...
  • تبعیدشدگان
  • ایران خودرو ؟ (( طنز ایمنی خودرو های این شرکت !! ))
  • آموزش برنامه نویسی وب
  • یک تجربه بی نظیر در خیابان ولی عصر
  • شبیه سازی سریعترین هواپیمای جت دنیا شکست خورد
  • تهران ؛ آنجا که چهار راه هایش سه رنگ دارند و مردمش هزار رنگ ..
  • persian pure art series
  • نویسنده : هوداد مسلمی نژاد | دسته : طنز و سرگرمی
    منتشر شده به تاریخ : جمعه 9 بهمن 1388 در ساعت 14:55


    این پست به ۴ شب اول است بیست‌و هشتمین جشنوارهٔ فیلم فجر در سینمای اریکه ایرانیان اختصاص دارد.

    بذارید از قبل جشنواره براتون بگم.

    ۲۸ دی‌ ماه سال ۱۳۸۸

    ساعت: ۸:۳۰ صبح

    مکان: سینما پردیس ملت


    با سپهر رفتیم تو صف اولا که ماز درست کرده بودن برا ۱۰ نفر آدم که برن تو صف  .

    هی‌ وایسادیم دیدیم مثکه ذغال پیرینترشون هنوز نرسیده یه دفعه یه ونه سفید وایساد یه خانوم با دوتا آقا پیاده شدن که بده‌ها فهمیدم اینا همون ۳ تفنگ دارن  :دال

    هر ۳ نفر با هم رفتن پشت ماشین سلاح‌های کشتار جمشونو دراوردن اومدن سمت ملت بینوا.

    همون خانوم که خیلی‌ بهتره از جنیفر لپز ما بهتره اومد از ملت سوال پرسید، هیچ کس هم جواب نداد تا رسید به اینجانب :دال

    مصاحبه کنند: (میکرفن رو کرد تو چشه من ) شما برا چه منظور به این مکان اومدید؟

    خودم: (تو دلم گفتم اومدم وقتمو تلف کنم - آخه اینم سوال پرسیده) با سلام و عرضه خسته نباشید خدمت شما بنده مصاحبه نمیکنم :دال

    مصاحبه کنند: آااههههههه همشونم که موج سبزن

    رفت سراغ نفر بد، حدود نیم ساعت داشت با نفر بعدی حرف میزد که آخر خود خانوم وسأیلشو جم کرد آقای فیلم بردار هم همینطور و رفتند ولی‌ اون آقاهه هنوز داشت حرف میزد. :دال

    ساعت شد ۹:۳۰ که یدفه دیدیم وحی الهی اومده ملت بر تو واجب است که ۱۰ نفر اینترنتی ۵ نفر سازمانی (چشه منو سپهر با هم زد بیرون)

    سرتونو درد نیارم بالاخره نوبت من شد اومدیم بریم که گفتن به سپهر یه نفر فقط میتون بره فضا کمه!!!!!!!!!!!

    من رفتم بصورت مارپیچ حدود ۱۰ طبقه رفتیم بالا آخرش داشتم رو زمین میخزیدم، رسیدم دیدم یه سالن کوچیک که اینقد شلوغ بود منو سپهر که هیچی‌ کل دانشجو‌های الکترونیکی‌ (تحصیل برتر) هم جا می‌شدن اونجا.

    رفتم جلو یکی‌ از میزها خانوم مدارکمو گرفت، بد فرستد برا پرینت، دیدم ایول پرینترشون فشنگیه :دال

    یه خانوم پشت پرینتر گلنگدنو کشید شروع کرد به پرینت، پرینت که تموم شد نامه املمونو دادن بهمون نمیدونی چقدر طویل بودفکر کن ۲۲ عدد بلیط به عرضه ۴ سآنتی متر (هاج و واج)


    ۵ بهمن‌ ۱۳۸۸

    ساعت: ۲۱:۳۰

    جلو پارکینگ اریکه ایرانیان

    تو جدول زده بودن ۵ دی‌ فیلم ترانهٔ کوچک من که مثل اینکه تو ترافیک گیر کرده بود برا همین طلا و مس رو گذاشتن که انصافا خیلی‌ فیلم خوبی‌ بود.


    ۶ بهمن‌ ۱۳۸۸

    ساعت: ۹:۳۰

    دوباره همون جای قبلی‌

    فیلم اونشب نفوذی بود که انصافا هم فیلم خوبی‌ بود، ولی‌ من موندم چطوری به این فیلم اجازه اکران دادن. بگذریم

    تمام بازیگرا و کارگردان و تهیه کنندهٔ فیلم اومده بودن سینما که فیلم خودشونو ببینن بد بگن چه خوب بعضی‌ کرد :دال

    فیلم تموم شد، بد مردم به صورت گروهی و تک تک به سر عوامل فیلم ریختن، بنده خدا سیاوش خیرابی یه پاچه شلوارش اون وسط کنده شد به همراه نیمهٔ شمالی کتش :دال


    ۷ بهمن ۱۳۸۸

    فیلم اونشب آل به کارگردانی بهرام بهرامیان و تهیه کنندگی علی‌ معلم

    فیلم شروع شد و در سکانس اول مردم از ترس ترکیدن.

    فیلم واقعا ترسناک بود ولی‌ بصورت اعصاب خورد کن جوری که نصف مردم رفتن.

    هی تو فیلم این مصطفی زمانی‌ میخوابید بد تو خوابی‌ که میدید یه خواب دیگه میدید بد هی بلند میشد از خواب، یجا که تو خواب خوابش داشت خواب میدید :دال (خودمم نفهمیدم چی‌ شد)

    فیلم نه سر داشت نه ته. حالا از روی چیه این فیلم میخوان بازی بسازن که علی‌ معلم گفت داستانش جون میده برا بازی خدا داند.

    من و سپهر هم که انگار داریم فیلم شب‌های برره میدیدیم مردیم اینقد که خندیدیم :دال


    ۸ بهمن ۱۳۸۸

    فیلم قرار بود کیفر باشه شد تسویه حساب

    من واقعا از خانوم تهمینه میلانی متشکرم به خاطره این فیلمی که ساختن اینقد کشش داد که داشت خوابم میبرد، باز طبق معمول مردا بدن خانوما خوبن و از این حرفا............

    فیلم تموم شد اومدیم بیرون دم ماشین

    سپهر: هوداد سویچ کوش؟

    من: تو جیبت

    سپهر: خوب نیست (رنگش عین گچ سفید شده بود)

    دیدم رفته تو ماشین نشسته شیشرو داده پایین میگه: هوداد در بازه سویچ رو ماشین ماشینم روشن :دال

    از این نقطه بود که من به عقلش شک کردم :دال


    ^     5 نظر




    در این مکان به زودی نگار خانه از آثار ارسالی نویسندگان همکلاسی که توسط اعضای اصلی دبیر خانه تایید شوند نمایش داده می شود
    { این وبلاگ در مرور گر های نسل جدید به جز Intenerexplorer بسیاز زیبا تر دیده می شود }