نویسنده : هوداد مسلمی نژاد | دسته : طنز و سرگرمی
منتشر شده به تاریخ : یکشنبه 11 بهمن 1388 در ساعت 19:49
منتشر شده به تاریخ : یکشنبه 11 بهمن 1388 در ساعت 19:49
وقتی اون هدیه من رو پذیرفت ، من اینجوری شدم!
ما تقریبا همه شب ها ، با هم گفت و گو می کردیم ..

وقتی همکارام من و دوستم رو دیدند، اینجوری نگاه می کردند ..
و من اینجوری بهشون جواب می دادم ..
اما روز والنتاین ، اون یک گل رز مثل این داد به یه نفر دیگه..
بله .. آخرش به این حال و روز افتادم ...















