خروجی همکلاسی
 خروجی همکلاســـی

© این اثر ( نهنگ نارنجی ) متعلق به گروه طراحان هنرکاران | honarkaran است و هر گونه کپی برداری ، تغییر ، نشر یا فروش آن پیگرد قانونی دارد و استفاده از این طرف در وبیاست شما تنها مشروط بر اجازه کتبی از ناشر است

جستجو در همکلاسی

موضوع های همکلاسی
آمار همکلاسی

Add to Google
بازدید کل:6781793
Powered By BlogSky
blog.kntoosi.in
Page Rank :2/10

آرشیو همکلاسی

آرشیو بر اساس ماه



آرشیو براساس نام نویسنده


آخرین یادداشت های همکلاسی ها

  • افتخاری دیگر برای خواجه نصیر...
  • انفجار نیروگاه اتمی بوشهر با تبلت سامسونگ ( از رویا تا واقعیت )
  • بی حیایی تا کجا ؟؟؟؟
  • پاسخنامه دانش آموزی که صفر گرفت !
  • ما پدر داریم!
  • دانلود مراسم Golden Globe Awards و دریافت جایزه اصغر فرهادی
  • خ مثل امام خامنه ای
  • خ
  • کتاب آموزش ماکرومدیا فلش به زبان فارسی
  • سجاده زردوز که محرابِ دعا نیست...!
  • دوره های آزاد دانشگاه استنفورد
  • گریه کن سرباز...!
  • تسلیت
  • مستند مهار نشده
  • اختلاس کرده٬ نوش جونش...!!!
  • و در آن مه ناپیدا خورشید دگر پیدا ....
  • آیا الگوی اقتصاد ما آقای خاوری میباشد....؟؟!!
  • جوامع جوان٬ برای دشمن هدف است
  • غیر قابل درک !
  • دانلود آهنگ فرهاد زاهد - بی تو مقصد خیلی دوره
  • ایمیل ملی...
  • تسلیت
  • ادعا کردند که قانون‌گرا هستند....
  • فراخوان کانون تاتر دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی
  • صرفا جهت اطلاع
  • خیلی خوبه که ...
  • اشعار فریدون مشیری برای پدرش
  • آزادی عربی آزادی ایرانی + تجربه آزادی فردی
  • فیلترنت ( آینده اینترنت در ایران ) !
  • آیا امام خامنه ای، صاحب علم خدادادی هم هستند؟
  • 4
  • قرار دورهمی همکلاسی ها!
  • برندگان مسابقات تابستانه و عیدانه همکلاسی!!
  • نظرسنجی مسابقه تصویرسازی تابستانه همکلاسی!
  • نظرسنجی مسابقه ادبیات تابستانه همکلاسی!
  • نظرسنجی مسابقه عکاسی تابستانه همکلاسی!
  • هذیان های یک سنگ
  • تنها 24 ساعت از مهلت مسابقات تابستانه مونده!
  • هرم نیاز آبراهام مزلو
  • ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران .
  • مداحی کار هر کسی نیست...
  • تنها یک هفته دیگر تا اتمام مهلت مسابقات همکلاسی!!
  • کشته شدنت برایمان کلیشه شده است...
  • تبعیدشدگان
  • ایران خودرو ؟ (( طنز ایمنی خودرو های این شرکت !! ))
  • آموزش برنامه نویسی وب
  • یک تجربه بی نظیر در خیابان ولی عصر
  • شبیه سازی سریعترین هواپیمای جت دنیا شکست خورد
  • تهران ؛ آنجا که چهار راه هایش سه رنگ دارند و مردمش هزار رنگ ..
  • persian pure art series
  • نویسنده : حسین رنجبر | دسته : ادبیات
    منتشر شده به تاریخ : شنبه 17 بهمن 1388 در ساعت 22:40

    تعدادی از واژه های قرضی دارای شرایط ناپایدار هستند و

    پس از مدتی می میرند. مثل دوسیه ( پرونده ) اما برخی از کلمه های

    قرضی خارجی زنده می مانند و واژه هایی که فرهنگستان

    برایشان می سازد ، رواج نمی یابند و می میرند. مثل فایل که

    زنده است اما پرونجا که دست ساز فرهنگستان است ، نتوانست

    خودش را در زبان مردم جا کند و مرد. « مرسی » از واژه های

    قرضی است که به دلیل کوتاهی و خوش آوایی ، مدت هاست

    که بین تهرونی ها جا افتاده و کم کم دارد بین شهرستانی ها

    هم جا باز می کند و متشکرم و ممنونم و سپاسگزارم را عقب

    می راند... مرسی که این پست ها رو می خونین.

    مثلاً همین پسره که اسمش اولش ک بعدش فامیلیش هم اولش م

    داره ، همش موقع چت کردن میگه مرسی که پی اِم دادی /


    واژه های قرض در زبان فارسی


    برخی از واژه ها پس از حضورشان به زبان فارسی چنان سازه و معنایی می یابند

    که دیگر نمی توان تشخیص داد قرضی هستند.



    مثال‌ : ترک ها به زاییدن می گویند دووق ماک یا دوق ماخ.

    صفت مفعولی آن می شود دوق _ لو یعنی زاده. فارس ها

    این واژه را دو قلو تلفظ می کنند به معنی زاده شدن دو بچه

    از یک شکم و با هم. در فارسی پهلوی به جای این کلمه

    می گفتند : پَت یوخَتک که دیگر به کار نمی رود.امروز به

    پت یوختک می گوییم دو قلو که با معنی ترکی آن کاملاً

    فرق می کند. حتی واژه های سه قلو و چهار قلو را هم به همان

    قیاس ساخته ایم. همچنین واژه های دیگری مثل چسب دوقلو هم

    داریم. می بینید که این دوقلو هیچ ربطی به آن

    دوق _ لو (ی) ترکی ندارد و ترک به فارس می گوید: هچ

    دخلن وار؟ و فارس می گوید: بودور که وار ( واردیر).


    مردم با واژه ی خارجی و واژه ی فارسی کلمه ای جدید

    می سازند. مثال : تلفن زدن ، شوفاژخانه ، فیلمسازی ،

    موتور شویی ، و ... استادان زبان فارسی فریاد می کشند که

    این واژه ها غلط هستند. آن را به کار نبرید ولی مردم پا را

    فراتر می گذارند و از دو واژه ی خارجی هم واژه ی فارسی تازه ای

    می سازند و به استادان دستور زبان فارسی می گویند: غلطه؟


    پس اینا رو داشته باش:


    ماشین تحریر( فرانسوی و عربی‌) ، پست چی

    ( انگلیسی و ترکی ) ، درشکه چی ( روسی و ترکی) ،

    فراش باشی ( عربی و ترکی ) ، کالسکه چی (روسی و

    ترکی) ، تلفن چی ( انگلیسی و ترکی) ... بسه یا بازم بگم؟


    زبان مال مردم است و خودشان می دانند با آن چکار کنند.

    فریادهای استادان دستور زبان فارسی راه به جایی

    نمی برد و حتی آنها هم بی آن که بدانند گاهی با واژه هایی

    حرف می زنند یعنی تکلم می نمایند که ساخته مردم است.


    مثل اقشار که آن را جمع قشر می دانند در حالی که جمع

    قشر به زبان عربی می شود قشور. یا پاکت که انگلیسی است و

    آن را به قیاس عربی جمع می بندند: پاکات.


    چنین است واژه های قیودات ، کسورات ، شؤونات ،

    وجوهات ، امورات ، جوهرات و اساتید که غیر از آخری ،

    همگی جمع هستند و دوباره جمع بسته شده اند. همه ی اساتید

    دستور زبان فارسی وقتی که به حسابداری دانشگاه خود

    می روند تا ببینند چرا حقوق ماهشان کم شده است ،

    می گویند : کسورات منو چطور حساب کردی؟ در حالی

    که کسور جمع کسر است و کسورات یعنی کسری کسرها.

    اساتید هم جمع استاد فارسی است که آن را به عربی جمع

    بسته اند.... سی روزه حقوق ، یک پره کاه گرفت.

    برخی از واژه های قرضی به دلیل شباهت آوایی با زبان

    قرض گیرنده ، دیگر خارجی محسوب نمی شوند.


    مثال : پاکستان که در اصل ، کلمه ای اختصاری است و

    هر یک از حرف هایش نمایندهی قوم یا ملتی است:

    پ = پنچاب ، الف = افغان ، ک = کشمیر ، س = سند ،

    تان = بلوچستان ... ولی فارس ها فکر می کنند پاکستان از

    « پاک » و « ستان » ساخته شده است. همچنین است خربزه

    که هیچ ربطی به « خر » و « بز » یا  « خر » و « پوز ؟» ندارد و

    تغییر شکل یافته ی قارپوز ترکی است.

    برخی از واژه های قرضی به تنهایی به کار نمی روند

    و فقط همراه واژه هایدیگر کاربرد پیدا می کنند. مثل

    کارواش و فوتبال و ... مثلاً ما از کلمه فوت یا بال به تنهایی

    استفاده نمی کنیم. همچنین است واژه  « هد » که انگلیسی

    است به معنی سر و آن را با کلم ههایی دیگر ترکیب می کنیم :

    هدبند ، هدنرس ، هد زدن ... البته گاهی در فوتبال « هد » به

    تنهایی به کار می رود: زدن توپ با سر.


    تعدادی از واژه های قرضی دارای شرایط ناپایدار هستند و

    پس از مدتی می میرند. مثل دوسیه ( پرونده ) اما برخی از کلمه های

    قرضی خارجی زنده می مانند و واژه هایی که فرهنگستان

    برایشان می سازد ، رواج نمی یابند و می میرند. مثل فایل که

    زنده است اما پرونجا که دست ساز فرهنگستان است ، نتوانست

    خودش را در زبان مردم جا کند و مرد. « مرسی » از واژه های

    قرضی است که به دلیل کوتاهی و خوش آوایی ، مدت هاست

    که بین تهرونی ها جا افتاده و کم کم دارد بین شهرستانی ها

    هم جا باز می کند و متشکرم و ممنونم و سپاسگزارم را عقب

    می راند... مرسی که این پست ها رو می خونین.


    به کار بردن برخی از واژه های قرضی در معنی اصلی

    خودشان نادرست است. مردم هم آن را نمی پذیرند ولی

    بعضی از استادان که همانند اساتید باشند یا گویندگان رادیو تلویزیون

    از آنها در معنی اصلی استفاده می کنند و ناچسب

    است. مثال : شانس در زبان اصلی خود به معنی احتمال ،

    تصادفی ، بخت ، فرصت ، مجال ، مجال ، فرصت عقب راندن حریف

    و... است اما در زبان مردم فقط یه معنی بخت و اقبال به کار

    می رود و بار مثبت دارد. مثلاً می گوید: شانس آوردم که

    خواهر شوهرم سرمایی یه و شوهرم به یه شهر سرد منتقل

    شد ... ترمز ماشینم برید ولی شانس آوردم و سالم موندم...اما

    اساتید هنگام ترجمه ی متون انگلیسی می نویسند:

    ترمز ماشین او بریده است و شانس تصادف کردنش صد

    درصد است( استاد؟ این چگونه شانسی است؟).


    یا گزارشگر ورزشی می گوید:وقتی خواست پنالتی رو

    بزنه یه خورده پاش لیز خورد و شانس گل زدنش به  صفر

    رسید( مگر باختن هم شانس می خواهد ؟ )


    مترجمان و نویسندگان نمی دانند با واژه هایی که

    در زبان مردم تغییر آوایی داده اند ، چه کنند و تلفظ آنها را

    چگونه بنویسند؟ مثلاً فلاسک درست است یا فلاکس .


    گاراژ یا گاراج ؟ سورپرایز یا سورپریز ؟ و حتی واژه هایی که

    نوشتن آنها با تلفظ شان فرق می کند. مثل تمبر که تمر تلفظ

    می وشد ضمن این که با تمر هندی که چاشنی غذاست ،‌فرق

    می کند... به عقیده ی زبانشناسان معاصر و پیشرو و جسور ،

    گاراج و فلاکس درست است و نباید تلفظ اصلی را در نظر

    بگیریم. تکرار می کنم که زبان ، مال مردم است. اگر مردم

    بگویند فلاکس ، کاملاً درست است و آن با سوادی که از

    اعیان و اشراف است ، به اشتباه می گوید فلاسک زیرا فارسی

    حرف زدن بلد نیست. درست مثل همان اساتیدی که به جای

    حرف زدن ، تکلم می نمایند.


    داناترین مردم آن است که دانش مردم را با دانش خود جمع کند.   حضرت محمد ( ص)

    ^     3 نظر




    در این مکان به زودی نگار خانه از آثار ارسالی نویسندگان همکلاسی که توسط اعضای اصلی دبیر خانه تایید شوند نمایش داده می شود
    { این وبلاگ در مرور گر های نسل جدید به جز Intenerexplorer بسیاز زیبا تر دیده می شود }