لینک مطلب ~ زمان انتشار : سه شنبه 20 بهمن 1388 در ساعت 17:56 ~ چاپ مطلب
این مطلب را در پاسخ این مطلب در روزنامه وطن امروز نوشته ام.
ما بیشمار نیستیم.چه تعدادمان 72 میلیون باشد چه 72 نفر.آخر تعدادمان مهم نیست مهم آرمانمان است.مهم تک تک مان هستیم که بزرگ مردانی در بین ماست که بی نهایت، در برابرشان سر تعظیم فرود می آورد
ما بیشمار نیستیم و نیازی هم نداریم که بیشمار باشیم چرا که نه دنبال دعوای خیابانی هستیم نه ترور نه چریک بازی.برای کار مدنی یک نفر هم کافی است.
ما بیشمار نیستیم ما زبانمان دراز است.هم دراز است هم سرخ.آنقدر سرخ که همه وجودِ سبزمان را به باد داده است.که همه وجود قرمزتان را به لرزه انداخنه است
و این را سید بزرگواری یادمان داد که له له می زنید به غرب وصلش کنید
مسلمانیم ولی نه در چارچوبی که می شناسید .چارچوبی که یک سرش شمر و خوارجند و سر دیگرش حضرت علی و اصحابش.مسلمانیم چون تسلیم خدایی شده ایم که ما را خلیفه خودش در روی زمین قرار داد.
شهیدان ما هم جنسشان فرق می کند با شهدای شما.شهدای ما به بهشت شما نمی روند که فقط لذت شهوانی داشته باشند.اصلا شهدای ما به این چیز ها فکر نمی کردند.روحشان در کنار خدایشان نظاره گر ماست و دل نگران آزادی و دموکراسی اند.
ما فاشیستی انقلاب نمی کنیم.آه که احمق تر از آنید که بدانید فاشیسم چیست.
ما به دستور رهبرمان به خیابان نمی ریزم حتی اگر از امام زمان دستور بگیرد
آخر همان خدایمان گفت که تن به ولایت هیچ کسی ندهید.ما جانمان را فدای هیچ کسی نمی کنیم.مطیع بی چون و چرای هیچ کسی نمی شویم
عرفان مجازی مان صد شرف دارد به رساله های علمایتان،علمایی که هنوز فرق ساینس و ناو لج را نمی دانند.که بدانند چه جور عالمی هستند.
تک تک مان هستیم که فکر می کنیم.حتی دختر چادری ها و پسر ریش دارهایمان هم فکر می کنند.نه ریششان را از علی ارث برده اند نه چادرشان را زینب
نه از تمجید های نتانیاهو عصبانی می شویم نه از کنایه های آقا.
فحاشی تان ناراحتمان نمی کند.و در مقابلش فقط می گوییم زنده باد مخالف بددهن من
در مقابل ضربات باتوم شما تنها لبخندی تحویلتان می دهیم و هنگام بردنمان به اوین سرود آزادی می خوانیم.بی آنکه از دست شما یا تئوریسینتان یعنی مادر شهید رحمتی عصبانی باشیم
خوش به حال بزرگانتان که چه روبات های خوبی پیدا کرده اند.و چه خوب مطابق میلشان رفتار می کنین.و تاثیر جانم فدای رهبر گفتنتان از صد قرص روان گردان برایشان بیشتر است.
و فقط دلم از این می سوزد که فقط "ولی" دارین.از این می سوزد که لذت چون و چرا در کار رهبر تان را ندارین
که حرف های رهبرتان فصل الخطاب است که این یعنی شما در سخنرانی هایش جز جانم فدای رهبر،خفه شو نصیبتان می شود
و خوش به حال ما بی دین های آمریکایی که خودمان فکر می کنیم خودمان سبز شده ایم و خودمان میرمان را به چارمیخ انتقاد می کشیم.به دستور خودمان راهیپیمایی می کنیم. در راه آرمان خودمان می میریم و به آغوش خدای خودمان باز می گردیم



