شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید |
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
منتشر شده به تاریخ : جمعه 7 خرداد 1389 در ساعت 23:55
رفتن و خاک شدن ، کار خس و خاشاک است ،
ما به خود
آمده ایم تا که بنازیم به عشق !
یکی از دوستان که سالهاست
در خارج از کشور زندگی می کند می گفت بر خلاف
شایعاتی که هست در اروپا این میزان استفاده از وسایل
آرایشی و جلوه گری دیده نمی شود.
با گرم شدن هوا و نزدیکی فصل تابستان ، مسئولان
دوباره به فکر خیابان های شهر و به ویژه شهرهای
بزرگ افتادند که مورد هجوم بی اخلاقی قرار
نگیرد. تا کنون در سالهای گذشته شاهد بوده ایم که
طرحهایی نظیر طرح امنیت اجتماعی ، گشت ارشاد ،
امر به معروف ، نهی از منکر و مواردیاز این قبیل به
ویژه در شهرهای بزرگ به مورد اجرا گذارده شده
تا سر و سامانی به اوضاع پوششی شهروندان بدهد ،
( البته ان دسته از شهروندانی که خیابان ها را محلی
برای جلوه گری و شیفتگی قرار داده اند و دل از این
و آن می برند که البته خود زمینه ساز ناهنجاریهای
عدیده ای است.) اما سوال جماعت این است که چرا
با وجود همه هشدارها ، برنامه سازی ها ی رادیویی
و تلویزیونی ، طرحهای مختلف انتظامی و قضایی و
پیشگیرانه ، هنوز سازمان مناسبی برای این موضوع
پیدا نشده است؟
آیا باید مسأله را به حال خود گذاشت؟ آیا باید با
خشونت برخورد کرد؟ آیا باید بگیر و ببند راه انداخت؟
آیا صرفاً باید کار فرهنگی کرد؟ آیا باید پلیس بر سر
هر چهار راهی دید؟ آیا باید با ماشین های گشت همچنان
زنان و دختران شهر را که بد لباس می پوشند دستگیر
کند؟ آیا باید تنها به مبارزه بسنده کرد؟ و ...
از این سوالات تا دلتان بخواهد در این رابطه وجود
دارد ، اما مشکل همچنان باقی است.اگر می گویید
که اصلاًمشکلی وجود ندارد با شما هم عقیده نیستم ،
مشکل هست ، بعضی وقت ها در خیابان ها و یا میادین شهر
و یا در پاساژها و مراکز خرید چندان راحت نمی توان
سربلند کرد.برخی قیافه ها و پوشش ها هیچ تناسبی با
هنجارهای اجتماعی ندارند. نه تنها از نظر شرعی و دینی
بلکه از نظر عرفی و اخلاقی و انسانی و ملی نیز نمی توان
توجیهی بر آن یافت. یکی از دوستان که سالهاست
در خارج از کشور زندگی می کند می گفت بر خلاف
شایعاتی که هست در اروپا این میزان استفاده از وسایل
آرایشی و جلوه گری دیده نمی شود. اکثر مردم ساده و
بدون آرایش رفت و آمد می کنند.اصلاً این لباسهای
تنگی که دخترها و پسرها در تهران می پوشند خیلی
رایج نیست. بی حجابی و گاه عریانی در بعضی از مناطق
هست ، اما این سطح گسترده از جلوه گری و تحریک
شوندگی دیده نمی شود.باور کنید اگر بعضی از این
دختر خانمها این نصف روسری را هم بر سر نمی کردند،
و به جای آن لباس ساده تری می پوشیدند مفسده اش
به مراتب کمتر بود...
به هر حال آنچه انکار شدنی نیست ضرورت
سر و سامان دادن به این مسأله است که به اعتقاد
من صرفاً با برخوردهای پلیسی و قضایی نیم توان
راه به جایی برد. موفقیت طرح امنیت اجتماعی به
مجموعه ای از اقدامات و به همکاری مجموعه ای از
دستگاهها بستگی ضروری دارد. باید دید چرا جوان
ایرانی این همه سعی می کند که خود را نشان بدهد؟
سعی می کند که او را ببینند و به او توجه کنند؟ به
شکلی که گاه این جلوه گری مرزهای هنجار اجتماعی
را در می نوردد و امنیت اجتماعی و روانی جامعه را مورد خطر
قرار می دهد؟ باید واکاوی کرد که چرا کمتر مغازه ای
می توان یافت که لباس مناسب عرضه کند؟ ... خود
من چند روز پیش وقتی می خواستم برای پسرم یک
شلوار لی مناسب بخرم، به 10،پانزده فروشگاه سر زدم
اما نتوانستم مشکلم را حل کنم. حال اگر خانواده ای هم
بخواهد برای دخترش یک مانتوی مناسب پیدا کند ،
دردسر بیشتری باید بکشد. این مشکلات هم هست.
قاعدتاً به زور و اجبار هم نمی توان به همه گفت که چه
لباسی بپوشند. حتی نمی توان برای تمام آحاد جامعه
لباس فرم تدارک دید. آزادی انسان ها و احترام به
آزادی ابنای بشر چنین اجازه ای به ما نمی دهد. اصولاً
چنین حقی هم نداریم. اما می توانیم به آنان با الگوهای
درست نشان بدهیم.می توانیم با احترام گذاشتن به
آنان ، آنان را با خود همسو کنیم. می توانیم به آنان
ثابت کنیم که بدون بد پوششی و بد رفتاری هم آنان را
می بینیم و به آنان توجه نشان می دهیم. در کنار اینها
باید دست به اقدامات دیگری هم زد. مثلاً ادارات و
دانشگاهها می توانند ضوابطی برای پوشش بگذارند.
هیچ ایرادی هم ندارد. و در بسیاری از کشورها هم رسم
است. دانشگاههای معتبر دنیا هم اجازه نمی دهند که
دختر یا پسر دانشجو با هر لباسی در دانشگاه بگردد.
شرکت های هوایی برای خودشان لباس فرم دارند.
بسیاری از کارگاهها و شرکت ها هم همینطور. می توان
این کار را از ادارات شروع کرد و با تدارک لباس فرم
در کارگاهها و شرکت ها و سازمان ها و کارخانه ها و ... برای
کارمندان و کارکنان ... البته بسیاری از آنان همین الان هم
لباس فرم دارند. در کنار همه این فعالیت ها دولت
هم باید نشان بدهد که به جوان ها احترام می گذارد.
نمی توان به او گفت ازدواج و شغل و مسکنت به ما
مربوط نیست ، به من هم ربطی ندارد که کجا باید
جوانی کنی و تخلیه انرژی داشته باشی اما در خیابان
باید همان طور که من می گویم و همان حرفی را که من می زنم بزنی.
تازه قانون مدونی هم نیست. ممکن است هر مأموری
یک سلیقه داشته باشد و یک جور با تو برخورد بکند و یا هر قاضی حکمی...
در کنار اینها البته بی تفاوت هم نمی توان گذشت.
باید راهکار قانونی و قضایی هم در کنار همه اقدامات
ما در دستور قرار گیرد. منتها باید برای آن ضابطه
مشخص داشت تا هر قاضی یا پلیس یا مأموری با
هر تشخیصی به اعمال سلیقه شخصی نپردازد.باید
محدوده جرم مشخص باشد تا جامعه تکلیف خود را
بداند که مثلاض فلان اقدام جرم است و مجازات دارد و
نباید دست به ارتکاب زد.
موارد متعدد دیگری را می توان مطرح کرد.
باید دست به دست هم بدهیم تا خیابان هامان آرام
و با شخصیت شوند و شهروندانمان به هنجارهای
اجتماعی احترام بگذارند و مزاحم یکدیگر نشوند.
خانواده ها حق دارند وقتیدر شهر قدم می گذارند
احساس امنیت و آرامش داشته باشند و شهر باید که
از گناه دوری کند و زمینه گناه در آن کم و کمتر شود.
گناه ، زن و مرد هم ندارد همچنان که حجاب هم زن
و مرد ندارد.پوشش بعضی از پسران عزیز جامعه ما
نیز دست کمی از پوشش نامناسب خانمها ندارد. گاه
حتی بدتر هم نیز هست. و گاه حتی گناه بیشتری را موجب
می شود. اما برای از بین بردن دامنه گناه و همکاری
همه جوانانمان و منزه کردن محیط زندگیمان همه
باید دست به دست هم بدهیم و به هم کمک کنیم.
پس بیایید همه به هم و با هم کمک کنیم.

