خروجی همکلاسی
 خروجی همکلاســـی

© این اثر ( نهنگ نارنجی ) متعلق به گروه طراحان هنرکاران | honarkaran است و هر گونه کپی برداری ، تغییر ، نشر یا فروش آن پیگرد قانونی دارد و استفاده از این طرف در وبیاست شما تنها مشروط بر اجازه کتبی از ناشر است

جستجو در همکلاسی

موضوع های همکلاسی
آمار همکلاسی

Add to Google
بازدید کل:6780436
Powered By BlogSky
blog.kntoosi.in
Page Rank :2/10

آرشیو همکلاسی

آرشیو بر اساس ماه



آرشیو براساس نام نویسنده


آخرین یادداشت های همکلاسی ها

  • افتخاری دیگر برای خواجه نصیر...
  • انفجار نیروگاه اتمی بوشهر با تبلت سامسونگ ( از رویا تا واقعیت )
  • بی حیایی تا کجا ؟؟؟؟
  • پاسخنامه دانش آموزی که صفر گرفت !
  • ما پدر داریم!
  • دانلود مراسم Golden Globe Awards و دریافت جایزه اصغر فرهادی
  • خ مثل امام خامنه ای
  • خ
  • کتاب آموزش ماکرومدیا فلش به زبان فارسی
  • سجاده زردوز که محرابِ دعا نیست...!
  • دوره های آزاد دانشگاه استنفورد
  • گریه کن سرباز...!
  • تسلیت
  • مستند مهار نشده
  • اختلاس کرده٬ نوش جونش...!!!
  • و در آن مه ناپیدا خورشید دگر پیدا ....
  • آیا الگوی اقتصاد ما آقای خاوری میباشد....؟؟!!
  • جوامع جوان٬ برای دشمن هدف است
  • غیر قابل درک !
  • دانلود آهنگ فرهاد زاهد - بی تو مقصد خیلی دوره
  • ایمیل ملی...
  • تسلیت
  • ادعا کردند که قانون‌گرا هستند....
  • فراخوان کانون تاتر دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی
  • صرفا جهت اطلاع
  • خیلی خوبه که ...
  • اشعار فریدون مشیری برای پدرش
  • آزادی عربی آزادی ایرانی + تجربه آزادی فردی
  • فیلترنت ( آینده اینترنت در ایران ) !
  • آیا امام خامنه ای، صاحب علم خدادادی هم هستند؟
  • 4
  • قرار دورهمی همکلاسی ها!
  • برندگان مسابقات تابستانه و عیدانه همکلاسی!!
  • نظرسنجی مسابقه تصویرسازی تابستانه همکلاسی!
  • نظرسنجی مسابقه ادبیات تابستانه همکلاسی!
  • نظرسنجی مسابقه عکاسی تابستانه همکلاسی!
  • هذیان های یک سنگ
  • تنها 24 ساعت از مهلت مسابقات تابستانه مونده!
  • هرم نیاز آبراهام مزلو
  • ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران .
  • مداحی کار هر کسی نیست...
  • تنها یک هفته دیگر تا اتمام مهلت مسابقات همکلاسی!!
  • کشته شدنت برایمان کلیشه شده است...
  • تبعیدشدگان
  • ایران خودرو ؟ (( طنز ایمنی خودرو های این شرکت !! ))
  • آموزش برنامه نویسی وب
  • یک تجربه بی نظیر در خیابان ولی عصر
  • شبیه سازی سریعترین هواپیمای جت دنیا شکست خورد
  • تهران ؛ آنجا که چهار راه هایش سه رنگ دارند و مردمش هزار رنگ ..
  • persian pure art series
  • نویسنده : حسین رنجبر | دسته : نکته های پند آموز، روانشناسی
    منتشر شده به تاریخ : یکشنبه 9 خرداد 1389 در ساعت 00:20

    « سهراب سپهریِ » می گوید: « عشق ، صدای فاصله هاست...»
    به عقیده ی او باری عاشق ماندن و عاشق شدن باید « فاصله ای »
    را حفظ کرد. « جبارن خلیل جبران »نیز با کلمات ِ دیگری بر همین
    عقیده صحه می گذارد. از آن سو « گاندی» می گوید: برای پیروزی
    بر دشمن ، باید او را شناخت ، باید او را فهمید ، باید به او نزدیک
    شد ، باید بر تعصب ، بدگمانی ، تشویش  و پیش داوری و نفرت غلبه کرد و از نگاه ِ دشمن به ماجرا نگریست! دنیای عجیبی است نازنین : باید از معشوق فاصله گرفت و باید به دشمن نزدیک شد! « انسان بودن» تجربه ی دشواری است ، خدایا به دادمان برس!


    هیچ کس نمی تواند یک حکم کلی صادر کند  که برای همه ی
    اشخاص در تمام زمان ها و مکان ها و شرایط ، درست باشد. جایی
    در زندگی باید نقش بازی کنیم و جایی در زندگی لازم است
    نقش ها را فرو بریزیم.

    در قرآن آمده است که حضرت ابراهیم (ع) وارد قبیله ای
    شد که اهالی آن ستاره پرست بودند.حضرت ابراهیم (ع)
    در ستاره پرستی با آنان همراه شد تا هنگامی که
    شب های مهتابی فرا رسیدند و ستاره ها محو شدند.
    آن وقت ، حضرت ابراهیم (ع) با اظهار این که خدایی
    که غروب کند شایسته ی پرستش نیست ، شروع به
    پرستش ماه نمود. هنگامی که خورشید طلوع کرد و ماه
    را محو نمود ، حضرت ابراهیم (ع) با همان استدلال ، از
    پرستش ماه امتناع کرد و به پرستش ِ خورشید روی آورد
    تا این که غروب شد و این بار نیز حضرت ابراهیم (ع)
    پرستش خورشید را رها کرد و با گفتن این عبارت که
    « من به دنبال خداوندی هستم که غروب نکند.» به
    اهالی آن قبیله ، درس ِ مورد نظرش را آموخت حضرت
    ابراهیم (ع) باری موثر بودن ردسی که در پی ِ آموزش آن
    بود ، چند شب و روز « نقش بازی کرد».

    ***
    حکایت می کنند که « لقمان حکیم » ئجایی مهمان
    شد. صاحب خانه خربزه ای آورد. « لقمان » اولین
    قاچ خربزه را برداشت و با اشتها خورد و از شیرینی
    آن بسیار تعریف کرد. آن گاه خود دست به کار شد و
    مرتب خربزه را قاچ کرد و خورد و از شیرنی آن تعریف
    نمود. « لقمان » تمام خربزه را خورد و چیزی برای
    صاحب خانه و مهمان دیگری که همراه خود به آن جا
    برده بود ، باقی نگذاشت! هنگامی که از آن خانه بیرون
    آمدند ، « دوست » لقمان از او پرسید: « لقمان ! این چه
    کار بی ادبانه ای بود که کردی؟! تمام خربزه را خوردی
    و برای من و صاحب خانه چیزی نگذاشتی! »« لقمان »
    توضیح داد که آن خربزه ، بی نهایت تلخ بوده و او
    ترسیدهکه اگر صاحب خانه بفهمد خربزه تلخ است ،
    به دنبال چیزدیگری برای پذیرایی بگردد و امکان
    تهیه ی چیز دیگری برایش نباشد و خجالت زده شود:
    « بنابراین تمام خربزه را به تنهایی خوردم تا او متوجه
    تلخ بودن ِ آن نشود.» « لقمان » برای آن صاحب خانه
    « نقش بازی کرده بود.»
    ***
    مرحوم « استاد مطهری » در « داستان راستان » آورده
    است که امام حسن و امام حسین (ع) در کودکی شاهد ِ
    اشتباه وضو گرفتن پیرمردی بودند. انان فکر میکردند که
    چگونه می توانند اشتباه ِ پیرمرد را به او یادآور شوند
    بدون ِ این که پیرمرد رنجیده خاطر شود. آنان « نقش
    بازی کردند»؛ نمایشی را طراحیک ردند که در آن ،
    دو برادر بر سر شیوه ی وضو گرفتن اختلاف ِ نظر پیدا
    می کنند و از پیرمرد راهنمایی می خواهند. آنان در ضمن ِ این
    نمایش ، شیوه ی درست ِ وضو گرفتن را به پیرمرد آموختند.
    ***
    به این سه حکایت قدری فکر کنید.امروزه بسیار می شنویم و
    می خوانیم که : به من چه ، به تو چه ، : « خودت باش » ، « نقش بازی نکن » ، « از پشت ِ نقاب بیرون بیا ».

    عبارات مهم و ادیبانه ، در عین زیبایی ، گاهی باعث ِ سوءتفاهم می شوند.
    مرز بین «صراحت» و «ادب» کجاست ؟! چه وقت باید با
    شفافیت حرف زد و چه وقت باید « به در گفت که دیوار بشنود؟!»
    دشواری ِ « انسان بودن » و « انسانی رفتار کردن » در همین
    است که هر موقعیتی ، اقتضای اخلاقی خاصی دارد. ممکن است
    لازم باشد در مقابل ِ فردی با ظرافت و شوخ طبعی و چندحکایت
    و ضرب المثل ، ایرادی را که می بینیم ، تذکر دهیم ، در حالی که در
    مقابل فردی دیگر شاید حتی با همان ایراد و اشتباه لازم باشد که
    فاش و عریان و بی پرده سخن بگوییم و او را از خواب سنگینی که
    دچارش شده ، درآوریم.

    هیچ کس نمی تواند یک حکم کلی صادر کند  که برای همه ی
    اشخاص در تمام زمان ها و مکان ها و شرایط ، درست باشد. جایی
    در زندگی باید نقش بازی کنیم و جایی در زندگی لازم است
    نقش ها را فرو بریزیم.

    یکی از روش های روان درمانی «سایکو درام» نام دارد. در این
    روش ، افراد با « نقش بازی کردن  در جلسه ی درمان به احساسات ِ پنهان و حرف های ناگفته ی خود و دیگران واقف می شوند.
    یکی از صاحب نظران ِ سایکو درام می گوید: « سایکو درام » ،
    دروغی است که حقیقتی را آشکار می سازد ! » این جمله ، پارادوکسِ ِ عجیب تجربه ی بشری را روشن می سازد: گاهی برای خودشناسی باید نقش بازی کرد! گاهی برای نزدیک شدن به خود باید از خود فاصله گرفت! گاهی برای نزدیک شدن به دیگری نیز باید از او فاصله گرفت!

    « سهراب سپهریِ » می گوید: « عشق ، صدای فاصله هاست...»
    به عقیده ی او باری عاشق ماندن و عاشق شدن باید « فاصله ای »
    را حفظ کرد. « جبرن خلیل جبران »نیز با کلمات ِ دیگری بر همین
    عقیده صحه می گذارد. از آن سو « گاندی» می گوید: برای پیروزی
    بر دشمن ، باید او را شناخت ، باید او را فهمید ، باید به او نزدیک
    شد ، باید بر تعصب ، بدگمانی ، تشویش  و پیش داوری و نفرت غلبه کرد و از نگاه ِ دشمن به ماجرا نگریست! دنیای عجیبی است نازنین : باید از معشوق فاصله گرفت و باید به دشمن نزدیک شد! « انسان بودن» تجربه ی دشواری است ، خدایا به دادمان برس!

    دکتر محمدرضا سرگلزایی
    روان پزشک


    ممکن است بتوان گلی را زیر پا پرپر کرد ، اما محال است بتوان عطر آن را در فضا محو کرد. « ولتر »

    وافریادا زعشق وافریادا
    کارم به یکی طرفه نگار افتادا
    گر داد من شکسته دادا دادا
     ورنه من و عشق هر چه بادا بادا
    _______________________
    گفتم صنما لاله رخا دلدارا
    در خواب نمای چهره باری یارا
    گفتا که روی به خواب بی ما وانگه
    خواهی که دگر به خواب بینی ما را
    ______________
    در کعبه اگر دل سوی غیرتست ترا
    طاعت همه فسق و کعبه دیرست ترا
    ور دل به خدا و ساکن میکده ای
    می نوش که عاقبت بخیرست ترا
    __________________
    وصل تو کجا و من مهجور کجا
    دردانه کجا حوصله مور کجا
    هر چند زسوختن ندارم باکی
    پروانه کجا و آتش طور کجا
    ___________________
    تا درد رسید چشم خونخوار ترا
    خواهم که کشد جان من آزار ترا
    یا رب که زچشم زخم دوران هرگز
    دردی نرسد نرگس بیمار تر
    __گفتی که منم ماه نشابور سرا
    ای ماه نشابور نشابور ترا
    آن تو ترا و آن ما نیز ترا
    با ما بنگویی که خصومت  ز چرا
    ____________________________

    دیوان رباعیات ابوسعید ابوالخیر
    ^     0 نظر




    در این مکان به زودی نگار خانه از آثار ارسالی نویسندگان همکلاسی که توسط اعضای اصلی دبیر خانه تایید شوند نمایش داده می شود
    { این وبلاگ در مرور گر های نسل جدید به جز Intenerexplorer بسیاز زیبا تر دیده می شود }