خروجی همکلاسی
 خروجی همکلاســـی

© این اثر ( نهنگ نارنجی ) متعلق به گروه طراحان هنرکاران | honarkaran است و هر گونه کپی برداری ، تغییر ، نشر یا فروش آن پیگرد قانونی دارد و استفاده از این طرف در وبیاست شما تنها مشروط بر اجازه کتبی از ناشر است

جستجو در همکلاسی

موضوع های همکلاسی
آمار همکلاسی

Add to Google
بازدید کل:6780092
Powered By BlogSky
blog.kntoosi.in
Page Rank :2/10

آرشیو همکلاسی

آرشیو بر اساس ماه



آرشیو براساس نام نویسنده


آخرین یادداشت های همکلاسی ها

  • افتخاری دیگر برای خواجه نصیر...
  • انفجار نیروگاه اتمی بوشهر با تبلت سامسونگ ( از رویا تا واقعیت )
  • بی حیایی تا کجا ؟؟؟؟
  • پاسخنامه دانش آموزی که صفر گرفت !
  • ما پدر داریم!
  • دانلود مراسم Golden Globe Awards و دریافت جایزه اصغر فرهادی
  • خ مثل امام خامنه ای
  • خ
  • کتاب آموزش ماکرومدیا فلش به زبان فارسی
  • سجاده زردوز که محرابِ دعا نیست...!
  • دوره های آزاد دانشگاه استنفورد
  • گریه کن سرباز...!
  • تسلیت
  • مستند مهار نشده
  • اختلاس کرده٬ نوش جونش...!!!
  • و در آن مه ناپیدا خورشید دگر پیدا ....
  • آیا الگوی اقتصاد ما آقای خاوری میباشد....؟؟!!
  • جوامع جوان٬ برای دشمن هدف است
  • غیر قابل درک !
  • دانلود آهنگ فرهاد زاهد - بی تو مقصد خیلی دوره
  • ایمیل ملی...
  • تسلیت
  • ادعا کردند که قانون‌گرا هستند....
  • فراخوان کانون تاتر دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی
  • صرفا جهت اطلاع
  • خیلی خوبه که ...
  • اشعار فریدون مشیری برای پدرش
  • آزادی عربی آزادی ایرانی + تجربه آزادی فردی
  • فیلترنت ( آینده اینترنت در ایران ) !
  • آیا امام خامنه ای، صاحب علم خدادادی هم هستند؟
  • 4
  • قرار دورهمی همکلاسی ها!
  • برندگان مسابقات تابستانه و عیدانه همکلاسی!!
  • نظرسنجی مسابقه تصویرسازی تابستانه همکلاسی!
  • نظرسنجی مسابقه ادبیات تابستانه همکلاسی!
  • نظرسنجی مسابقه عکاسی تابستانه همکلاسی!
  • هذیان های یک سنگ
  • تنها 24 ساعت از مهلت مسابقات تابستانه مونده!
  • هرم نیاز آبراهام مزلو
  • ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران .
  • مداحی کار هر کسی نیست...
  • تنها یک هفته دیگر تا اتمام مهلت مسابقات همکلاسی!!
  • کشته شدنت برایمان کلیشه شده است...
  • تبعیدشدگان
  • ایران خودرو ؟ (( طنز ایمنی خودرو های این شرکت !! ))
  • آموزش برنامه نویسی وب
  • یک تجربه بی نظیر در خیابان ولی عصر
  • شبیه سازی سریعترین هواپیمای جت دنیا شکست خورد
  • تهران ؛ آنجا که چهار راه هایش سه رنگ دارند و مردمش هزار رنگ ..
  • persian pure art series
  • نویسنده : سید امیر رضا صفایی | دسته : مذهب، فلسفه، عرفان
    منتشر شده به تاریخ : چهارشنبه 10 شهریور 1389 در ساعت 13:53

    آنچه در ادامه می آید سکران مرگ در کلام امیر المومنین علی (ع) است که در خطبه ۱۰۹

    نهج البلاغه است.خواندن این مطلب رو به دوستان توصیه می کنم.


    بلایی که بر سرش می آید وصف ناشدنی است.سکرات مرگ از یک سو و اندوه از دست رفته ها از سوی دیگر او را در بر می گیرد. دست و پاهایش هم سست می گردد،رنگ رخسارش همه دگرگون می شود.انگار رفته رفته مرگ در ایشان نفوذ می کند و مانع از سخن گفتن ایشان می شود..در حالی که محتضر در میان خانواده اش با دیده اش می نگردو با گوشش می شنود، عقلش هنوز سالم است و فکرش بر جای است.می اندیشد که عمر خویش را در چه راهی تباه کرده است و روزگارش را در چه مسیری گذرانده است.اموالی را به یاد می آورد که گرد خود جمع نموده است و در بدست آوردنش از هیچ حلال و حرامی چشم پوشی نکرده است و از حلال و حرامش به مقدار روشن و مقداری که متشبه بوده بر گرفته است.می بیند وبال اموالی که گرد آورده ، دامنگیرش شده و اکنون او از داراییهایش جدا می شود و آن را برای وارثان خود باقی می گذارد.اینان با آن ارث خوش می گذرانند و از آن بهره مند می شوند. پس عیش و خوشی آن ثروت با دیگران و بار سنگین مسئولیتش بر دوش اوست و گروگان او خواهد بود. اکنون که حقیقت مرگ بر او آشکار می شود از پشیمانی و حسرت دست به دندان بگیرد و از آنچه در طول زندگی خود شیفته و خواهانش بوده حال بیزار می گردد و آرزو می کند که ای کاش کسی که به حالش غبطه می خوردم و حسد می ورزیدم ، آن ثروت را فراهم ساخته بود و نه من. 

    مرگ همچنان در بدن او پیش می رود و به جایی می رسد که گوش او مانند زبانش از کار می افتد.او در میان خانواده اش است در حالیکه نمی تواند سخن بگوید و حتی سخنی بشنود.چشمان خود را می چرخاند و چهره های اطرافیان را می نگردوحرکات زبانشان را می بیند ولی صدای آنان را نمی شنود.
    آنگاه مرگ او را بیشتر می آویزد.بینایی او مانند شنوایی اش گرفته می شود و عاقبت روح از پیکرش خارج می گردد.
     
    اکنون او لاشه ای است که در میان خانواده اش افتاده و آنان از نزدیک شدن به او وحشت دارند و از او فاصله می گیرند. نه می تواند گریه کنندگان را همراهی کند و نه کسی که او را می خواند پاسخ گوید. پس او را بر دوش گیرند و در گور نهند و به دست عملش می سپارند و دیگر او را نمی بینند.

    ^     1 نظر




    در این مکان به زودی نگار خانه از آثار ارسالی نویسندگان همکلاسی که توسط اعضای اصلی دبیر خانه تایید شوند نمایش داده می شود
    { این وبلاگ در مرور گر های نسل جدید به جز Intenerexplorer بسیاز زیبا تر دیده می شود }