لینک مطلب ~ زمان انتشار : دوشنبه 19 بهمن 1388 در ساعت 11:27 ~ چاپ مطلب
رو به بالا و رو به پایین نماز میخواند.رو به چپ و رو به راست به رکوع میرفت. به پس و به پیش و به زیر و به زبر قنوت میخواند..میچرخید و سلام میداد...میرقصید و به سجده می افتاد...

روزگار شاهزاده GEM TV
سریال روزگار شاهزاده نسخه کامل تحویل 1 روزه تضمینی سفارشات تهران |
مستند حیات وحش (حیات)
محبوبترین و جدیدترین مستند جهان کیفیت عالی زیرنویس فارسی اورجینال |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
رو به بالا و رو به پایین نماز میخواند.رو به چپ و رو به راست به رکوع میرفت. به پس و به پیش و به زیر و به زبر قنوت میخواند..میچرخید و سلام میداد...میرقصید و به سجده می افتاد...
حس می کنم روح ندارد:
-نماز کسانی که به جماعت برگزار میشود.انگار دارند آیینی سنتی را به جا می آورند چیزی شبیه رفتن دسته جمعی به سیزده به در.
-نماز کسانی که با سختی زیاد سعی می کنند ضاد را درست و سنگین تلفظ کنند.انگار دارند در مقابل حاکمی ستمگر کرنش می کنند
-نماز کسانی که روتین وار تکرار می شود و به محض تمام شدن هر نماز سی و چند بار انگشتانشان را می شمارند.انگار از روی عادت غذا خورده اند و انگشتشان را تمیز می کنند
-نماز کسانی که آن را با شعار مرگ بر آمریکا مخلوط می کنند.
و چه عاشقانه است اشک ریختن های پنهانی در کنجی خلوت در فراق از معشوق.شاید هیچ کدام از مشخصات نماز را نداشه باشد اما روح دارد.چه باک که زاهد آن را باطل بداند ما شیخ و زاهد کمتر شناسیم
توضیحاتی در مورد مراسم تعزیه خوانی سنتی
به همراه توضیحاتی در مورد پخش مستقیم
سوال: وقتی در اعتراض به رفتار دوستان هم دانشجوی خود میگویم: «مگر مسلمان نیستید؟!» میگویند: « چرا شما هر کس نماز نمیخواند و یا ... را غیر مسلمان مینامید و ما خدا را قبول داریم و میخواهیم خدایمان را آن طور که دوست داریم عبادت کنیم، نه آن طور که دیگران دیکته میکنند». پاسخ چیست؟
چطور می شود این نیاز به هدف و آرزو را با دید مذهبی توجیه کرد ؟<
جامعه مدرک گرا این چنین می شود.به مادرم می گویم فرض کن که مثل
رابینسون کروزوئه در جزیره ای دور افتاده گیر افتاده بودی. و پول و مدرک و اعتبار
اجتماعی به دردت نمی خورد.اگر توانستی در چنین شرایطی تعریف کنی که
چرا انسان هستی کار بزرگی کردی.یکی ایراد گرفت که چرا باید اصلا به این
جزیره بروم؟ می گفتم هر کدام از ما بدون کیف پول و مدرک و کامپیوتر و
دیگران ، یک رابینسون کروزوئه هستیم. خانم چیستا یثربی روانشناس و
مدرس و استاد دانشگاه در تعمیرات بنایی که داشتند مدرک دکترایش گم
می شود. دخترش به او می گوید چطور می خواهی ثابت کنی دکتر هستی؟
ایشان می گویند نیازی نیست،چون من دارم با آن زندگی می کنم.
طرفداران اصلاحات با ویترین هایشان این روزها زیاد علیه گنجی نوشته اند.علیه گالیله مدرن من
همه از گنجی فرار می کنند به این بهانه که گفته امام زمان وجود خارجی ندارد در حالیکه اکثریت مردم ایران امام زمان را پذیرفته اند.چه استدلال محکمی است علیه تو!
می بینیی گنجی جان.اینجا در ایران همه سر و ته یک کرباسند.مکارم و صانعی ندارد.رجا و آینده ندارد
کیهان و اعتماد ندارد
سرمان نمی شود روشنفکر کیست؟عقلانیت انتقادی یعنی چه؟
و تو اینها را چه زود فهمیدی.
گفتی دلیلی بیاورید که قرآن از طرف خدای عالم مطلق است زیر لب گفتند خرمگس خفه شو
گفتی آیا دلیلی دارید که امام زمان به دنیا آمده و این سالها در غیبت بوده گفتند:آقای موسوی! در برابرش موضع بگیر!
این مطلب را فارغ از مطالب سیاسی ام بخوانید لطفاً! با تشکر - پویا کندری
هی با خود فکر می کنم ، چگونه است
که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن
سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است!
نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن…
دکتر شریعتی

دخترم بر تو مگر غیر از خرابه جا نبود . . .؟
از سه آیه زیر (قسمتی از داستان برخورد حضرت موسی و دختران حضرت شعیب علیهما السلام) پیامهای جالبی در موارد مختلف مخصوصا در مورد روابط زن و مرد و نحوه رفتار و کار کردن زنان در بیرون از خانه برداشت میشود که شاید کمتر شنیده باشیم:
نه اینکه از چادر بدم می آمد ها نه! اصلا! تا جاییکه یادم می یاد هیچ وقت بی حجاب یا بدحجاب نبودم. روی روسری ام از بچگی خیلی حساسیت داشتم اما چادر ...
به نظرم دست و پاگیر می آمد می گفتم نمی تونم جمع و جورش کنم روسری یا مقنعه رو می کشه عقب و بیشتر موهام می یاد بیرون. اصلا مگه الان پوشش من چه عیبی داره و ...
به نام خدا که هر چه دارم از اوست
در سیاهی شب قدم می زدم، چه زیباست، سیاه یک دست بدون ذره ای تضاد رنگی. خودم را خوب پیدا کردم. احساس کردم نیازمند سخن گفتن با کسی هستم، پس رو به آسمان فریاد زدم:
خدایا دلی پر اندوه دارم، خدایا آشفته ام، هراسانم، راه کاروان را گم کرده ام.
خدایا هراسانم که راه را پیدا نکنم، از مهربانیت خجالت می کشم، خجالت می کشم از تو چرا که شاگرد خوبی نبودم، درسم دادی ولی درسم را فراموش کردم.
خدایا خجلم از اینکه دوباره راه را از تو پرسم.
خدایا راه را نمی خواهم چون پیدایش می کنم، هر طور شده پیدایش می کنم می خواهم از این پس شاگرد خوبی باشم.
خدایا دستانم را بگیر، دیگر توان تنهایی را ندارم، خدایا تنها از تو یک خواسته دارم .....
خدایا رهایم نکن
آمین
اکبر گنجی تنها مردی است که همیشه کلیت رفتارش را ستوده ام
آزادمردی است که همواره برای رهایی انسان ها تلاش کرده و برای همین زیر سنگین ترین فشارها قرار گرفته.
چه روزی که در اوین اعتصاب غذا کرد،چه روزی که هاشمی را عالیجناب سرخ پوش نامید،چه روزی که اقای مکارم حکم قتلش را صادر کرد،چه روزی که از خاتمی به خاطر یک سخنرانی انتقاد کرد،چه روزی که در مقابل تحریم ها علیه ایران ایستاد چون مخالف فشار به مردم ایران بود
برادران ضدانقلابت میخوانند. ناراحت مشو در اینجا آزادمردی و ضد انقلاب بودن مترادف است
همیشه خود را در نهایت یک خبرنگار دانسته و نوشته هایش را مصداق بلند فکر کردن
بلند فکر کن! که اندیشه ات پایه های دیکتاتوری را خوب می لرزاند
در ادامه سیر مختصری از عمده کارهای او را بیان نموده ام
بسیاری از افراد از خود میپرسند: از کجا بدانیم اهل دنیاییم یا آخرت؟ آیا دنیاگرایان و اهل آخرت نشانهای دارند؟
در روایات بسیاری اوصاف این دو گروه ذکر شده است. یکی از این احادیث قدسی (1) را شیخ حسن بن ابوالحسن بن محمد دیلمی، در کتاب ارشاد القلوب، از حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام روایت کرده که حضرت فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله، در شب معراج از خداوند سؤال کرد: ... خداوندا! اهل دنیا کداماند و اهل آخرت کدام؟
دلا نزد کسی بنشین ، که او از دل خبر دارد!
به زیر آن درختی رو ، که او گلهای تر دارد!
نه هر کلکی شکر دارد! نه هر زیری زبـَر دارد!
نه هر چشمی نظر دارد! نه هر بحری گهر دارد!
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
اجرا شده توسط استاد شهرام ناظری
پشت صحنه ایستگاه آخرت
خبرگزاری فارس: آیتالله علی صافی، وصی فقهی مرحوم آیتالله بهجت شب گذشته در گلپایگان دارفانی را وداع گفت.
جامعه مدرسین آقای صانعی را از مرجعیت تقلید بودن خلع کرده است
خوب تا اینجا عجیب نیست بنیادگرایان باروشنفکران کنار نمیآیند اما جمعی از فضلا و اساتید حوزه علمیه قم دلایلی را برای این خلع کردن بیان نموده اند که در واقع بیان روشن چیزی است که خود آقایان آن را تخریب اسلام غربی ها می دانند
تمام تلاش های روشنفکران برای تطبیق اسلام با اعلامیه جهانی حقوق بشر چه راحت توسط دوستان به باد داده می شود
خوراک تبلیغاتی دست غرب می دهند که بلی اسلام ما واقعا خلاف اخلاق مدرن است
اما این دوستان چه گفته اند:
فکر میکنید دلیل بیبرکتی زندگی بعضی از ما چیه؟
گرانی؟ نداشتن شغل مناسب؟ بالارفتن توقعات؟
شاید همه موارد فوق تاثیرگذار باشه، ولی فکر میکنم دلیل اصلیش تو آیه زیر اومده: