لینک مطلب ~ زمان انتشار : یکشنبه 18 بهمن 1388 در ساعت 20:54 ~ چاپ مطلب
معلوم است امروزه اگر کسی بطلان افسانه های مذهبی را ثابت نماید چندان کار
مهمی نکرده است، زیرا از روی علوم ,خود به خود باطل شده است.

زیباترین مستند جهان
مجموعه حیات وحش بی نظیر(حیات) زیرنویس فارسی محصول ۲۰۰۹ |
آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید! روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
معلوم است امروزه اگر کسی بطلان افسانه های مذهبی را ثابت نماید چندان کار
مهمی نکرده است، زیرا از روی علوم ,خود به خود باطل شده است.
تعدادی از واژه های قرضی دارای شرایط ناپایدار هستند و
پس از مدتی می میرند. مثل دوسیه ( پرونده ) اما برخی از کلمه های
قرضی خارجی زنده می مانند و واژه هایی که فرهنگستان
برایشان می سازد ، رواج نمی یابند و می میرند. مثل فایل که
زنده است اما پرونجا که دست ساز فرهنگستان است ، نتوانست
خودش را در زبان مردم جا کند و مرد. « مرسی » از واژه های
قرضی است که به دلیل کوتاهی و خوش آوایی ، مدت هاست
که بین تهرونی ها جا افتاده و کم کم دارد بین شهرستانی ها
هم جا باز می کند و متشکرم و ممنونم و سپاسگزارم را عقب
می راند... مرسی که این پست ها رو می خونین.
مثلاً همین پسره که اسمش اولش ک بعدش فامیلیش هم اولش م
داره ، همش موقع چت کردن میگه مرسی که پی اِم دادی /
می ترسم ؛
می ترسم ، اینقدر دیـــر بیایی، اینقدر دیــــــــر که
وقتی در آغوشم کشیدی وگفتی دوستت دارم،
دنیا تمام شود ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن : راستی ؛چقدر خوب است انگاهی که
در آغوشم میکشیدی و میگفتی دوستت دارم
دنیا تمام شود ، که تا ابد در این خلصه شورانگیز باقی بمانم.
----------------------------------------------
پ.ن 2 ( امروز : روزش سیاسی بوده :دال )
دکتر علی لاریجانی هنگام بررسی قانون مطبوعات کشور پیشنهاد داد که واژه " دیجیتال " را با واژهای فارسی جایگزین کنند.
حدس بزنید که معادل فارسی ِ دیجیتال چیست؟
خسته از غبار تنهایی دل
خسته از حسرت برگشت طوقیان بی وفا
خسته از گذر از کوی یاران بی وفا
خسته از راه رفته
خسته از ترس گذشتن از راه نرفته
خسته ی خسته از دویدن با پای پیاده
خواهم پرواز کنم به اوج
فراتر از قله ها
به یک آشیان برسم
اما...
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم؟!
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.
خداوندا!
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
من عاشق چشمت....شدم
بی عشق نتوان...که دید
گر در پس پرده شوی...
عشق دگر معنا ندید...
قطره نهم ُ٬ قطره هشتم درباره ترجمه ٬ قطره های پیشین
قطره دهم
_ زبان مردم در آثار قدما
شاعران بزرگوار و موفق قدیم نیز برای زیباتر شدن
شعرشان از واژه ها و اصطلاحات مردم سود می جستند.
مثال از مولوی پر شور :
باده ی خاص خورده ای. نقل خلاص خورده ای
بوی شراب می زند. خربزه در دهان مکن
ادامة قطره ای دربارة ترجمه( برای خواندن قطره هفتم کلیک کنید.)
برخی از کلمه ها که برای برخی ها تابو هستند،به زبان اشاره ترجمه میشوند.
مثال: کسی می خواهد سیگار بکشد اما خجالت می کشد که کلمة سیگار
را به زبان بیاورد، بنابراین دستش را به حالت سیگار کشیدن درمی آورد
(دوشاخه محبت)،بعد آن را جلو لب می گیرد. یعنی صداشو درنیار...
دارم میرم سیگار بکشم. برخی از واژه های قرضی ضروری،
پس از ورود به زبان فارسی، تغییر معنی میدهند. مثال: گلنگدن که به ترکی
یعنی می آید و میرود ولی در فارسی شده است گلنگدن یعنی وسیله ای
که سلاحی مانند هفت تیر یا تفنک و مسلسل را آمادة تیراندازی می کند.
یا آچار به ترکی یعنی کلید ولی در فارسی... خودتان میدانید یعنی چه.
ماژیک به فرانسه یعنی جادو و جادویی اما در فارسی یعنی همین ماژیک خودمان
که با آن می نویسیم یا نقاشی میکنیم. (دانلود کتاب هنر نیست ٬ خواندن هنر است.)(۱)
(برف ، احمد شاملو)
برف نو ، برف نو ، سلام ، سلام !
بنشین خوش نشسته ای بر بام
پاکی آورده ای ای امید سپید
همه آلودگی ست این ایام.
the snow(ahamd shamloo)
the fresh snow , the fresh snow , "hello" , "heloo" !
gracefully on the roof you are setting.
claeniness you brought, o the white hope!
all is dirtiness reigning this time.
اگه می خوای یه خاطره ی شیرین برات زنده شه برو ادامه مطلب ...
کوه از اولین سنگ به وجود می آید و انسان از اولین درد !
دریا از اولین قطره به وجود می آید و انسان از اولین اشک !
دشت از روییدن اولین جوانه به وجود می آید و انسان از روییدن اولین خشم !
و او با اولین درد ، گام در راه انسان شدن می گذارد و با تجربه هر درد ، والاتر و والاتر می شود !


باد
همیشه یکسان خواهد وزید
اما نه برای تو ...
آنجا که تو باشی
باد همیشه بی قرار و نابسامان
به فریاد بدل می شود
به سوز دل
و هیاهو
و گم می شود در خرمن بی کرانه گیسوانت ...

اقرار باید کرد حزن انگیزم امشب
من از تمام فصلها...پاییزم امشب
با ذربین باید نگاهم کرد.زیرا
دهانات را میبویند
مبادا که گفته باشی دوستات میدارم.
دلات را میبویند
روزگار ِ غریبیست، نازنین
و عشق را
کنار ِ تیرک ِ راهبند
تازیانه میزنند.
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
در این بُنبست ِ کجوپیچ ِ سرما
اهل کاشانم .
روزگارم بد نیست .
تکه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی .
مادری دارم ، بهتر از برگ درخت .
دوستانی ، بهتر از آب روان .
و خدایی که در این نزدیکی است :
لای این شب بوها ، پای آن کاج بلند .
روی آگاهی آب ، روی قانون گیاه .
ماییم که منتظرتر از منتظرانیم
لبخند امید انتظار بر لب داریم
سیل اشکی ز نبود یار میبارانیم
هر روز و شبی بر آسمان نظاره داریم
لیک تنها فرج یار تمنا داریم.....
ای ز کین قلبت سراسر یخ زده!
حرفهای آتشینم شعله بر جانت زده
روز و شب در سوز باش و دم نزن
شعله هایم بر خموشی مهر خاموشی زده
افتخار دارم شعر ِ دوست ِ شاعر و هنرمندم رو توی همکلاسی قرار بدم.
منبع اصلی:
http://www.shereno.com/file.php?id=59661
در این تاریک راهِ کورِ وحشت زاای پرنده مهاجر ای پر از شهوت رفتن
فاصله قد یه دنیاست بین دنیای تو با من
تو رفیق شاپرکها من تو فکر گلهمونم
تو پی عطر گل سرخ من حریص بوی نونم
دنیای تو بینهایت همه جاش مهمونی نور
دنیای من یه کف دست روی سقف سرد یک گور
«پروین افتخاری » که در ماههای گذشته چند داستان از ایشان در مطبوعات
به چاپ رسیده،موضوعی کم و بیش آشنا ولی کمتر مورد توجه قرار گرفته را
– با نگاهی انتقادی – به قالب یک «داستانواره »ریخته است.
«پروین افتخاری » دانش آموخته کارشناسی اقتصاد و ادبیات فارسی است
و به عنوان مدیر امور مالی در بخش خصوصی فعالیت دارد.
آن چه در ادامه خواهیم خواند نوشته ی ایشان است.
بیستو چاهاره دسامبره دو هزار و نه