لینک مطلب ~ زمان انتشار : پنجشنبه 11 شهریور 1389 در ساعت 04:59 ~ چاپ مطلب
عنوان:تحمل نظر مخالف
(هر چند که گاهی اوقات تحمل خود مخالف هم نداریم و دوست داریم مخالف رو ریشه کن کنیم)
زنده باد مخالف من

عنوان:تحمل نظر مخالف
(هر چند که گاهی اوقات تحمل خود مخالف هم نداریم و دوست داریم مخالف رو ریشه کن کنیم)
زنده باد مخالف من
گم گشته ام در موضوعات! ای که محمد چه کردی با روان ما!
نمی دانم عشق و عاطفه را انتخاب کنم یا نکات پندآموز؟!
یاداشت سیاسی را بزنم یا هنری را!؟
لطفا تا آخر بخوانید.
وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُواْ فِى الْأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ
هرگاه به آنان (منافقان) گفته شود در زمین فساد نکنید، مىگویند: همانا ما اصلاحگریم.
شناخت بدترین انسانها
دشمن ترین آفریده ها، نزد خدا دو نفرند: مردى که خدا او را به حال خود گذاشته، و از راه راست دور افتاده است، دل او شیفته بدعت، و مردم را گمراه کرده، به فتنه انگیزى مى کشاند، و راه رستگارى گذشتگان را گم کرده، و طرفداران خود و آیندگان را گمراه ساخته است، بار گناه دیگران را بر دوش کشیده، و گرفتار زشتیهاى خود نیز مى باشد.
و مردى که مجهولاتى به هم بافته، و در میان انسانهاى نادان امت، جایگاهى پیدا کرده است. در تاریکیهاى فتنه فرو رفته، و از مشاهده صلح و صفا کور است، آدم نماها او را عالم نامیدند که نیست، چیزى را بسیار جمع آورى مى کند که اندک آن به از بسیار است، تا آنکه از آب گندیده سیراب شود، و دانش و اطلاعات بیهوده فراهم آورد.
از قول ایشان (دکتر حسابی) نقل شده است : روزی در آخر ساعت درس، یکی از دانشجویانم که دانشجوی دوره دکترا و اهل نروژ بود از من پرسید : استاد! شما که از جهان سوم می آیید، جهان سوم کجاست؟
سه دوست در یک اتومبیل به مسافرت رفته بودند و متاسفانه یک تصادف مرگبار باعث شد که هر سه در جا کشته شوند یک لحظه بعد روح هر سه دم دروازه بهشت بود و فرشته نگهبان بهشت داشت آماده می شد که آنها را به بهشت راه دهد...
یک سوال!!! ؟؟؟
همیشه از متن های طولانی متنفر بودم !
هیچ وقت متون طولانی رو هر چه قدر هم که خوب نمی خوندم . اما این متن رو نه تنها خوندم بلکه تایپ کردمش که بقیه هم بتونن بخونن .
« سهراب سپهریِ » می گوید: « عشق ، صدای فاصله هاست...»
به عقیده ی او باری عاشق ماندن و عاشق شدن باید « فاصله ای »
را حفظ کرد. « جبارن خلیل جبران »نیز با کلمات ِ دیگری بر همین
عقیده صحه می گذارد. از آن سو « گاندی» می گوید: برای پیروزی
بر دشمن ، باید او را شناخت ، باید او را فهمید ، باید به او نزدیک
شد ، باید بر تعصب ، بدگمانی ، تشویش و پیش داوری و نفرت غلبه کرد و از
نگاه ِ دشمن به ماجرا نگریست! دنیای عجیبی است نازنین : باید از معشوق
فاصله گرفت و باید به دشمن نزدیک شد! « انسان بودن» تجربه ی دشواری است ،
خدایا به دادمان برس!
هیچ کس نمی تواند یک حکم کلی صادر کند که برای همه ی
اشخاص در تمام زمان ها و مکان ها و شرایط ، درست باشد. جایی
در زندگی باید نقش بازی کنیم و جایی در زندگی لازم است
نقش ها را فرو بریزیم.
رفتن و خاک شدن ، کار خس و خاشاک است ،
ما به خود
آمده ایم تا که بنازیم به عشق !
یکی از دوستان که سالهاست
در خارج از کشور زندگی می کند می گفت بر خلاف
شایعاتی که هست در اروپا این میزان استفاده از وسایل
آرایشی و جلوه گری دیده نمی شود.
سه پند لقمان به پسرش
روزی لقمان به پسرش گفت: امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.
اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری! دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی.و سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی.پسر لقمان گفت: ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد:
اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد.
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است.
و اگر با مردم دوستی کنی، در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست.
مراقبه یکی از روشهای بنیادین برای پرورش و بیداری سطح آگاهیست. « مراقبه ی فکورانه » نوعی از مراقبه است که شخص جمله ای الهام بخش را انتخاب نموده و آگاهانه بر آن تأمل می کند تا به عمق حقیقتش پی ببرد.
همان روزهای نخستین سفر، در کشتی با خودم فکر کردم بروم طبقة پایین کشتی که اغلب خلوت بود و کیسهام را سر فرصت خالی کنم و حساب و کتاب کنم. 150 لیره را درآوردم، 50 لیره برای سوغات و خرید درون جیب کوچک آن گذاشتم و مابقی را دستهبندی کردم و مرتب درون کیسه جای دادم. نمیدانم چقدر طول کشید که سر به زیر مشغول بودم امّا همینکه آمدم کیسه را به کمرم ببندم، دیدم صدایی از بالای سرم، توجّهام را جلب کرد.
۱- حس کنجکاویتان را دنبال کنید.
۲- استقامت داشته باشید.
۳- ابتکار را فراموش نکنید.
۴- اشتباه کنید.
۵ - در لحظه زندگی کنید.
بدحجابان بازارهای بی مواجب کالاهای غرب
شبکه ها و محافل سازمان دهی شده ترویج بدحجابی در کشور،
همزمان با آغاز طرح عفت و حجاب در کشور فاز جدیدی از فعالیت های
خود را برای عادی سازی بدحجابی در دستور کار خود قرار داده اند.
بنابراین گزارش این شبکه ها و محافل با استخدام تعدای از زنان و
دختران خیابانی و هر جایی و پرداخت حقوق هنگفت ماهیانه به این
افراد ، از آنان می خواهند که با وضعیت و ظاهری نمناسب و
غیرمتعارف به پرسه زنی در سطح شهرها ، پارک ها ، مراکز خرید
و اماکن عمومی و فریب پسران مجرد اقدام کنند. گروهی از افراد
بدحجاب تحت تاثیر رسانه ها و کارهای تخریبی و تهاجم فرهنگی قرار
دارند و به شکل انفعالی اینگونه در جامعه ظاهر می شوند.
داستان مشهوری در مورد بروس لی وجود دارد
به خاطر دارم که حدود دو سال پیش دوست خوبم حمید توکلی عزیز متن هایی منتشر می کرد و راجع به بی اطلاعی بعضی ها راجع به تعریف و فرق واژه و اطلاح آی پی و ... مطلب می نوشت ُ آن موقع کمی مضحک تر به نظر می رسید اما مجموعه تلویزیونی «هوش سیاه» که با موضوع جرایم رایانهای مدتی است روی آنتن تلویزیون میرود، این روزها به سوژه جدید نکته سنجها تبدیل شده است و برخی مسائل اجتماعی و فرهنگی در ارتباط با جرائم را زیر سوال برده ...
برای کارهایمان برنامهریزی کنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته کار مشکلی است!
- مجموعهای از یک چیز (تمبر، برگ، سنگ، کتاب و... برای خودمان جمعآوری کنیم.
- در یک روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.
- گاهی در حوض یا استخر شنا کنیم، البته اگر کنار ماهیها باشد چه بهتر.
- گاهی از درخت بالا برویم.
- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.
-گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم .
-سعی کنیم بیشتر بخندیم.
- تلاش کنیم کمتر گله کنیم.
- با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنیم.
-گاهی هدیههایی که گرفتهایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم.
- بیشتردعا کنیم.
-در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت کنیم.
- هر از گاهی نفس عمیق بکشیم.
آوردهاند که شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند او مردی دیوانه است. گفت او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند. شیخ پیش او رفت و در مقام حیرت مانده سلام کرد. بهلول جواب سلام او را داده پرسید چه کسی (هستی)؟ عرض کرد منم شیخ جنید بغدادی. فرمود تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد میکنی؟ عرض کرد آری. بهلول فرمود طعام چگونه میخوری؟ عرض کرد اول «بسمالله» میگویم و از پیش خود میخورم و لقمه کوچک برمیدارم، به طرف راست دهان میگذارم و آهسته میجوم و به دیگران نظر نمیکنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمیشوم و هر لقمه که میخورم «بسمالله» میگویم و در اول و آخر دست میشویم.
بقیه در ادامه

برای مطالعه کامل مطلب ادامه مطلب را کلیک کنید.