گویند روزی دانشجوی الاف یا علافی به
سرش زد وبلاگی راه بیاندازد روی همه وبلاگ های قبلی ، به لطف و مرحمت یا
مرهمت محققان بلاد کفر و دانش در یک لحمه وبلاگی را به راه انداخت ، شتابان هرچه
لازم بود یا لازم نبود را محیا کرد و در وبلاگ خود چپاند ، دست دوست آشنا را گرفت به آنجا آورد و گفت بهشت موعود همین جاست ! بچرید!! همی فکر کردندی
که چه بنویسد در این وبلاگ لیکن هرچه بیشتر در این عرصه تفکر می کرد کمتر
نتیجه حاصل می شد. ولی می نوشتند .. ( این سیکل ادامه داره ) گویا همچنان در بحر یا بهر موضوعات وبلاگ غوطه ور اند ولی باز می نویسند .. { نگاهی اجمالی به آرشیو همکلاسی و محتوای آن این واقعیت را نقض میکند ( ولی کاش قصد و قرض همکلاسی همانی بود که نوشتم و همینی بود که الان هست ) } |