| دل خروشان (۲) |
| نابینا به ماه گفت : دوستت دارم . ماه گفت : چه طوری ؟ تو که نمی بینی . نابینا گفت : چون نمی بینمت دوستت دارم . ماه گفت: چرا ؟ نابینا گفت : اگر می دیدمت عاشق زیباییت می شدم ولی حالا که نمی بینمت عاشق خودت هستم. در پناه حضور سبز تو، طوفان غم ، مرا جا می گذارد. در کنارت ژرفای آرامش را احساس میکنم و بی تو سیل بی رحم تنهایی مجالم نمی دهد. انقدر در گفتن یک حرف حاشیه رفتم وبه جای نوشتن تنها یک کلمه گوشه ی دفتر خاطراتت شعر های حاشیه ای نوشتم!!!! تا عاقبت در حاشیه چشم هایت افتادم حالا که حاشیه نشینی را تجربه می کنم بگذار فقط یک حرف حاشیه ای دیگر بزنم دوستت دارم. منبع |