من از قارچ بیزارم!


میان ملتی که قوم ز قوم و فرد ز فردش جداست،‌ تا آن سحرگهی که منفعت من رجحان دارد بر منافع  ما،‌ هیچ حکومتی نه پایدار خواهد بود و نه پاسخگوی ِ مردمی که شیر از گاو می دوشند!

دیکتاتوری یا دموکراسی،‌ دینی یا سکولار،‌ ملی یا استعمار تفاوت نمی کند،‌ چون این مردم از همه میگیرند و به هیچ کس نمی دهند،‌ طلب کارانی طلب کار زاده،‌ من از قارچ بیزارم!


آری،‌ شاه رفت اما مردم که هستند هنوز،‌

هزار شاه می سازند هر روز، چون خویشتن اهل ظلمند و پذیرایش!


ایران،‌ ایران است،‌ چه حاکم تاج بگذارد چه عمامه...