و اما جاده .. خوب میدانم که جاده و فقط جاده به رغم همه اطرافیان ، زبان مرا می فهمد ؛ فردا می روم از اینجا تا آنجا تمام جاده ها را سبز میکنم .. با لحچه سبز و ساز دهنی فلزی می گویم: مقصد ما که نرسیدن است .. گرچه از آخر به نقطه ی اول ؛ پس بیا در طول راه گم نکنیم سایه ی هم را. بهتر که هیچ کس بو نبرد، مست شرابیم که ننوشیده ایم!
همه پاسخ هایم را نگاهش می دهد ؛ خاصیت دریا دارد ،مرا در خود غرق می کند .. پ.ن:در این عصر شگرف برادر زاده 3 ماهه منم میتونه بحث سیاسی کنه!
|